ضجّه هایم چقِدَر جای شنیدن دارد
ارّه ات کند و دلت فکرِ بریدن دارد
پُک به پُک دود شدن در تو دگر بی اثرست
بی تو خونِ جگرم آه!! مکیدن دارد!
بغضم از دستِ تو یک کاردِ تیزست... بزن!
سینه ام دستِ تو بدجور دریدن دارد!!
بینِ هر پیکم و در اشکِ خودم غرق شدم
گریه های منِ بدمست چه دیدن دارد
بی تو اندازه ی دنیای من این پنجره است
آه...!! این پنجره تا صبح
.
.
.
پریدن دارد!
1:54
94/10/8
امینــ ـ ـــ
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
17 دی
1394 ساعت: 3:38