من همان لیلی بی نام و نشانم که خدا
شهره ام بر در و دیوار خلایق می زد
***
شدم آن ساقی میخانه دلدار ک دوست
مهر "دیوانه" به نام من عاشق می زد
***
سر سجاده به دیدار خودش رفتم و او
تهمتی خام بر اسرار و حقایق می زد
***
تا سحر شکوه نکردم،به خودم پیچیدم
کاش تا ذره نگاهی به خزان گل سابق میزد
***
بی صدا محو شدم از نظرش چون که دلم
نفس آخر خود را به دقایق می زد
#زینب_خدایی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
22 اسفند
1394 ساعت: 0:32