اشکهایم درشکوهی ازخیالت غرق شد
باغمی درخاطراتی ازوصالت غرق شد
لحظه هایی مثل غربت درشبی از زندگی
قصه هاشد؛بی تو درراز محالت غرق شد
تلخ تلخم گاه دربودن نبودن های تو
درگذشته مانده ای شاید که حالت غرق شد
آرزویم درنگاهت مانده تا هستم همین
عشق واحساس گناهم درکمالت غرق شد
آینه انگارتصویری کشیداز عشق ومن
باز دل با اشک درعشق زلالت غرق شد ...
مهرناز ...
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
22 اسفند
1394 ساعت: 0:32