خرید بک لینک
هَجْوْ در ادبیات، شعر یا نثری است که ضدِّ مدح باشد و برای مقاصد شخصی بهکار رود. لحنی گزنده، صریح و گاه توهینآمیز دارد؛ اما اگر برای بیان دردهای اجتماعی-سیاسی به کار رود، با زبانی ملایمتر سروده میشود. هجو بر پایهٔ نقدِ گزنده و دردانگیز بنا میشود و گاهی به سرحدّ دشنام یا ریشخندِ مسخرهآمیز و دردآور میانجامد؛ هرگونه تکیه و تأکید بر زشتیهای وجودِ یک چیز – خواه به ادعا و خواه به حقیقت – هجوْ است. هجویه یا هجونامه نیز، شعر یا نثری است که بر پایهٔ هجو و دشنام کسی باشد. با توجه به تعریفِ ادبیِ هجو و تفاوتی که منتقدانِ ادبیات بینِ هجو و فحاشی قائلند، میتوان تمام هرزهدراییها و ناسزاگوییهای رکیک را که به لکهدار شدنِ حیثیت و آبروی افراد منجر میشود، از قلمروِ هجو خارج کرد. [1]
اگرچه در آثار هجو، صراحت و حتی در بسیاری از موارد رکیک نوشتن، رایج است اما از میان آثار هجوآمیز، آنهایی که پوشیده تر و گزنده تر است ، ماندگارتراست ... در آثار هجو، بیان و انتقاد بسیار اهمیت دارد. نقض حریم در هجو مربوط به حریم شخصی و حساسیت ها و خط قرمزهایی است که برای شخص مورد تهاجم اهمیت دارد. اما در هجو، اندیشه نقش چندانی ندارد، مگر آن که اثر هجوآمیز از حالت شخصی خارج شود و هدف تهاجم نویسنده، گستردگی اجتماعی و تاریخی پیدا کند.[2]
هجو از نظر اغراض به چند دسته 1.هجای شخصی 2.هجای اجتماعی 3. هجای دینی 4. هجای سیاسی، تقسیم میشود و از نظر صراحت در معنی یا پوشیدگی به دو نوع هجو مستقیم یا صریح و هجو غیرمستقیم تقسیم میشود.
هجو صریح که در آن دشنامهای سخت و واژههای رکیک و زننده به کار رفته است و در واقع با هزل آمیخته است، این نوع بر خلاف ظاهر گستاخانهی خود از تأثیر کمتری برخوردار است. اما در نوع هجو خفی یا غیرمستقیم، شاعر به وضوح و صراحت، نارضایتی خود را از وضع موجود ابراز نمیکند و سخنان او با دشنامهای صریح همراه نیست، اما از مضمون و معنی بسیار مؤثری برخوردار است، سرودن این نوع هجا به مهارت و استادی بیستری نیاز دارد.[3]
اسماعیل امینی در تعاریف ویژه خود در مورد هجو می گوید:
اما «هجو» که در دانش و قدرت دست کمی از طنز ندارد، عصبانی، کم حوصله و انتقامجو است. مدارا و میانه روی و نصیحت سرش نمی شود، حتی بد دهن و هتاک و بی ادب است. اگرچه به نسبت تجربه اش این ناهنجاری و پرده دری در حرفهای او پوشیده تر و البته
هنرمندانه تر و شاید جان سوزتر از صراحت و آشکاری سخن جوانان خام و کم تجربۀ هم مسلکش باشد![4]
نمونهای از هجو انوری در هجای درازی قدّ کسی:[5]
ای خواجه! بلندیت رسیده است به جایی
کز اهل سماوات به گوش تو رسد صوت
گـر عمر تـو چون قدّ تـو باشد به درازی
تـو زنـده بـمانی و بـمیرد ملـک الموت

بقیه نمونه ها رو هم می تونید در اینترنت جستجو کنید.[6]


منابع:
[1] https://fa.wikipedia.org/wiki/هجو
[2] آموزش طنز-8: هجو چیست؟ از اسماعيل اميني (http://www.ettelaat.com/etiran/?p=12100)
[3] پژوهشکده باقرالعلوم (http://pajoohe.ir/%D9%87%D8%AC%D9%88__a-38967.aspx)
[4] هنر درخت: http://www.atreeart.com/art-3231-%D9%87%...DB%8C.html
[5] تفاوت بین هجو و طنز - هجو و طنز در ادبیات فارسی
[6] مرتضی محمودی Tongue

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 9 ارديبهشت 1396 ساعت: 6:02

صفحه بندی