صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
ابر برچسب ها
تماس با ما
پروفايل
RSS
انجمن شاعران ایران
درباره سایت
آخرین مطالب
انجمن شاعران جوان
دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)
تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان
تلخ
دو "بی شباهت"
دو راهی
کوتاه در احوالات افتتاحیات
سلطان عشق
قصه غمنامه
نهنگ
امکانات وب
.« آمد... ولی رفت ».
یک پری،شب،به کنار منِ زار آمد و ... رفت
تا نجات من از این چوبه ی دار آمد و رفت
غرق در راز نگاهی به من انداخت،دریغ
در سکوتِ مِه و در گرد و غبار آمد و رفت
او نمیخواست که آن شب برود از پیشم
با همین مسئله ،دشوار کنار آمد و ...رفت
گفت:«وقتی که بیاییم،بهار است ولی»
دور از او "نهصد و هفتاد بهار آمد و رفت"
در نبودش _چه بگویم که خودش می داند_
غصه در کلبه ی سردم بسیار آمد و رفت
مطمئنّا هدفش اذیت و آزار نبود
کاش می گفت که آن شب به چه کار آمد و رفت
چشم او تیرِ نهانی به دل من انداخت
آهویش را _به گمانم_به شکار آمد و رفت
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه 8 اسفند 1394 ساعت: 15:19
صفحه بندی
آرشیو مطالب
تير 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
آبان 1395
مهر 1395
شهريور 1395
مرداد 1395
تير 1395
خرداد 1395
ارديبهشت 1395
فروردين 1395
اسفند 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
پيوندهای روزانه
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
دانلود آهنگ جدید
خرید طلا
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
تبادل لینک با ما
بیت کوین
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه