مادر
در باورم هرگز نمي گنجد
كوچيدنت را بي خبرمادر
من ماندم و شبهاي دلتنگي
با گريه هاي بي ثمر مادر
مرغ سحر خوانم به يكباره
ازغم شده بي بال وپر مادر
بارفتنت مهتاب چشمانم
جا مانده تنها از سفر مادر
شبهاي دلگيرونفس گيري
بيدار ماندم تا سحر، مادر
با اشك ديده يادمي كردم
آن خاطرات پر گهر مادر
برق نگاهت پيش چشمانم
چون آفتابي پر شرر مادر
برمن بتاب اي راحت جانم
وقتيكه غم دارم به سرمادر
شيريني لبخند زيبايت
چون شهدشيرين وشكرمادر
در شاه بيت دفتر شعرم
نامت درخشان چون قمرمادر
مي خوانمت در اوج دلتنگي
در لحظه هاي پر خطر مادر
از ماوراي اين شب برفي
بنما دمي بر من نظر مادر
هاشم جعفرعلي
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: دوشنبه
14 فروردين
1396 ساعت: 18:53