صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
ابر برچسب ها
تماس با ما
پروفايل
RSS
انجمن شاعران ایران
درباره سایت
آخرین مطالب
انجمن شاعران جوان
دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)
تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان
تلخ
دو "بی شباهت"
دو راهی
کوتاه در احوالات افتتاحیات
سلطان عشق
قصه غمنامه
نهنگ
امکانات وب
فرصت
در دشت مشغول چرا بودم
علوفه ی مغزم کم شده بود
مردی با صورت خش دار در برابرم ایستاد
قوز داشت
تا کمر خم شده بود
با اشاره ی پلک مرا خواند
پیش رفتم
بی مقدمه گفت
فرق سیگاری های دشت و صحرا چیست؟؟؟
مکث کردم و گفتم
هیچ چیز والا
هیچ چیز نیست
گفت
آنان که در دشت چریده اند
زودتر از آنان که در صحرا رمیده اند
پوک میزنند
گفتم چرا
گفت
باد دشت سیگار را می سوزاند
تمامش می کند
داغ در دل دشتی ها می دواند
دشتی ها زودتر پوک می زنند
تا فرصت سیگار کشیدنشان از دست نرود
فرصت چون سیگار دشتی هاست
زود می رود از دست
بعد از آن ها که شنیدم
چرای فهم آن روزم تمام شد
سیگار ذهنم داشت می سوخت
در راه خانه
در باد دشت
تا توانستم از آن پوک زدم
تا قبل از باد
من تمامش کنم
فرصت چون سیگاریست
زود می سوزد و زود
می رود از دست
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 21:57
صفحه بندی
آرشیو مطالب
تير 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
آبان 1395
مهر 1395
شهريور 1395
مرداد 1395
تير 1395
خرداد 1395
ارديبهشت 1395
فروردين 1395
اسفند 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
پيوندهای روزانه
قیمت سرور مجازی
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
دانلود آهنگ جدید
خرید طلا
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
تبادل لینک با ما
بیت کوین
هاست ایمیل
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه