خرید بک لینک
در دشت مشغول چرا بودم
علوفه ی مغزم کم شده بود
مردی با صورت خش دار در برابرم ایستاد
قوز داشت
تا کمر خم شده بود

با اشاره ی پلک مرا خواند
پیش رفتم
بی مقدمه گفت
فرق سیگاری های دشت و صحرا چیست؟؟؟
مکث کردم و گفتم
هیچ چیز والا
هیچ چیز نیست

گفت
آنان که در دشت چریده اند
زودتر از آنان که در صحرا رمیده اند
پوک میزنند

گفتم چرا
گفت
باد دشت سیگار را می سوزاند
تمامش می کند
داغ در دل دشتی ها می دواند

دشتی ها زودتر پوک می زنند
تا فرصت سیگار کشیدنشان از دست نرود
فرصت چون سیگار دشتی هاست
زود می رود از دست

بعد از آن ها که شنیدم
چرای فهم آن روزم تمام شد
سیگار ذهنم داشت می سوخت
در راه خانه
در باد دشت

تا توانستم از آن پوک زدم
تا قبل از باد
من تمامش کنم

فرصت چون سیگاریست
زود می سوزد و زود
می رود از دست

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 21:57

صفحه بندی