بیهوده است گفتن، بیهوده تر شنیدن
دردِ نگفتنی را باید فقط کشیدن
انگار خواجه حافظ با چند بیتِ نافذ
پیچید نسخه ام را از زندگی بریدن
حال دلم خرابُ و در پیش رو سرابُ و
بخت سیه به خوابُ و از خویشتن رمیدن
بر من گذشت سالی هر لحظه اش ملالی
مرغ سعادت استُ و از بام من پریدن
خوش باد روزگارت، آسودگی کنارت
چشمم به خط پایان آماده ی رسیدن
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
4 فروردين
1396 ساعت: 10:03