نگیر با همه کس ای رفیق الفت را
تمام کن که تو امشب چنین رفاقت را
به روزهای گذشته نمی توان برگشت
که دانه دانه نچینند هرچه سیبت را
شبیه قعرِ بیابان شدی که هر شب باد
به روی آن سرِ تو ریخته ست خاکت را
چرا چرا که تو هر چی که بود بخشیدی
وَ هرکه هرچه که می خواست هِی اجابت را...
و خارها همه گل...ای رفیق گفتم که
نمی شوند نبخش این چنین محبت را
و تازه این به کنارو چقدر در خلوت
به سادگیِ تو خندیده اندو...غیبت را...
کلاغ قصه به گوشم رسانده این را...بعد_
نمک نخورده شکستند هرچه حرمت را
ولی بیا تو به آغوشِ من خیالی نیست
نداشته ست کسی مثل تو صداقت را
به دشمنانِ تو پیغام هم فرستادم
تبر چرا...همه ی دوستان جراحت را_
زدندو آه که این باغِ کهنه خشکیده ست
نیامده ست به نزدم که استراحت را...
#آیدین_قلینژاد_بداغ
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
4 فروردين
1396 ساعت: 10:03