سلام من به تو اِی نور غم چشیده ی من
به صبحِ خسته ی در گور آرمیده ی من
فرشتگانِ مقرب چرا نیامده اند
برای دیدنِ این قلب داغ دیده ی من
بگو به باد نیاور خزان تازه تری
تو اِی الهه ی در روی خون تپیده ی من
بگو چه شد که درازای ظلم شب نرسید
به ابتدای طلوعِ تو اِی سپیده ی من
بگو بگو چه شد از راه ناگهان نرسید
پلنگِ تشنه ی بی تاب و جان دریده ی من
چه می شود که سوالِ مرا جواب دهی
تو نورِ خسته ی از ترس شب رمیده ی من
آیدین قلی نژادبداغ
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
28 اسفند
1395 ساعت: 22:44