خرید بک لینک
چای تنهای ۳(وقتِ صبحانه ی احساسِ زمین)
[تصویر:  v7p6_photo_2017_03_12_21_49_19.jpg]
گل تنهایی من صبح بخیر
یاس دلتنگی من صبح بخیر
خبر تازه چه شد؟؟
از عددهای سرِ صفحه ی تقویم یکی باز گذشت
پلکِ سنگین من اما؟!
دلخوش از وعده ی دیرینه ی تو خواب نرفت..
خاطرم هست ولی؟؟
خاطرت هست اگر لحظه ی دیدار نخستین مرا؟
محضِ آرامشِ این دلهره در سینه ی ما
تو به آوازِ شبِ چلچله های سرِ این باغ بگو
در بهاری که از این بیشه گذشت
در قراری که میانِ من و چشمانِ تو آرام نشست
حرفی از رفتن و تنهایی این مرد نبود!!
اهلِ آبادیِ آبادِ زمین می دانند..
[تصویر:  rrbp_photo_2017_03_12_21_49_28.jpg]
لحظه آبستنِ فردای شبی شد...که به وصلش نرسید!!
مثلِ آن سیب که در شاخه ی نا اهل نشست و ..
وقتِ پاییز...به اهلش نرسید!!!
یا همین لحظه ی دیدار!!!!!....که صد سال گذشت وووو..
لحظه و...
ساعت و وقتش؟؟؟
نرسید....نرسید!!!!!!!!!!!
آری امروز اگر...غربتِ آن روزِ مرا یادت هست؟؟
بگو از وعده ی آن شاخه ی نور..
بگو از واهمه ی مرگ زمین..
بگو از زایش یک اشک در آرامشِ آرامِ سقوط...
بگو از حسِ غم انگیز عبور..
ترسِ تاخیر در افتادنِ خورشید به دروازه ی بی جانِ طلوع
بگو از کوزه ی پرآبِ زنان شبِ این آبادی
حرمتِ نانِ سبوسی،...که با همّتِ دستانِ زمین می سازیم
بگو از بغچه ی دلواپسیِ شاعرکی..
که به اندازه ی یک شعر شدن سنگین است
بگو انگار چنان نیمه شبِ رفته ی پیش...
وقتِ صبحانه ی احساسِ زمین
چایِ تنهایی ما شیرین است...
شیرین است...


لینک دکلمه با صدای این حقیر و سرکار خانم الهام پناهیان عزیزکه هم زحمت عکس نوشته ها رو کشیدن هم
میکس موسیقی متن رو روی صدا....با تشکر ویژه از ایشون ..
http://s3.picofile.com/file/8288374292/%....part.html


رامتین
و دیگر تو..

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 2:25

صفحه بندی