




از زمانی که من تو را دیدم
فکرهاییست در سرم بد نیست
من نکردم به این قفس عادت
دو وجب گاه میپرم بد نیست
کوری دشمنان بد خواهم
حال من زار! دلبرم بد نیست
من به امید صلح می آیم
ایستادی برابرم ..........؟
از مقام بلند سلطانی
گاه گاهی کمی کرم بد نیست
با سوالی هنوز درگیرم
اینکه من از تو بهترم بد نیست؟
لا اقل خاطرات خوبت را
با خود از شهر میبرم بد نیست
درد دوری اگر چه دشوار است
نام او را که میبرم بد نیست






سلام ببخشید چند وقت نبودم و افت کردم .
پس نظراتتون را دریغ نکنید .
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: چهارشنبه
26 آبان
1395 ساعت: 7:54