ماهی بودن
با غریضه راه پیمودن
برای شدن و ماندن
انگیزه ای سرشار
برای بودن و بقاء
اما پرچمی بی شعر
در دست باد
بی اشتیاق تفکر
در بی جانی مطلق
به قانون جهان
و هر انچه در بن مایه اوست
بر خلاف باد
هردو در بیشعوری محض
بر چوبه دار رقصیدن
ماهی
بی اندیشه
خواست و کششی درونی
خلاف جریان ابش
شدنی بود و ممکن
وای !!!!
وای!!!!
وای بر پرچم زندگی کردن
تا وزیدنی ابدی
ما می وزیم موافقش
بی اختیار
تا میلولیم در بی شعوری
در عدم درک زمان
.....
ماهی بودن
با غریضه راه پیمودن
شدنی بود در اجبار
در قانون جهان
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
17 دی
1394 ساعت: 3:38