خرید بک لینک
از عشق پریشانم، از فاصله ترسانم
نزدیک توام اما، باز از تو گریزانم
چون کوه تو میگیری راه خوش ابران را
بیچاره منه تنها، که تشنه ی بارانم
وقتی که تو میخندی بر روی همه مردم
من گوشه ی این خلوت،افسرده و گریانم
روزی که تو را چون بت،سجده گه خود کردم
آن روز ندانستم، آتش شده دامانم
سهراب چه خوش گفته،آن شعر مسافررا
ازحال خوش شعرش من راهی کاشانم
راهم سفر است این بار،تا از تو جدا باشم
از دور نگاهم کن،من بی تو چه سرخوانم
خوب و خوش و شادم من،هرجا که نباشی تو
ویرانه شدم با تو،اکنون به سامانم
همچون غزلی هستم،عاشق کش و مستانه
آن بیت سرآغازو این قافیه پایانم.

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 16:53

صفحه بندی