خرید بک لینک
داستان سرزمين موعود

نوشتم بار ديگر بر روايت
حكايت كو نبشته از درايت

خداوند درايت ذات حق است
ز ما بشنيدن از جان مستحق است

دگر بار از كلام حق بيامد
ز ان قومى كه شد وصفش سرامد

كه حق جانشان هدايت برگزيدى
طمع امد به چشمشان نديدى

هزاران امدند از عرش اعلى
كه نوبت شد نبوت را به موسى

شنيد از وحى حق موسى كلامى
كه اى گشته به لطف من امامى

نشانت ميدهم ان سرزمينى
كه بر اكمال. گردد همنشينى

پس از دورى و رنج و شرمسارى
به موطن اى با قومى كه دارى

به وعده شو به قوم خويش در پيش
كه پايان امد ان رنج دل ريش

چو موسى امدى بر وعده گاهش
شد او محزون از جور سپاهش

خدا گفتى كه اى موسى درون شو
سپاه خود. بگير. و اندرون شو

اگر بر نصرتم حق قايل. ايند
به فتح سرزمينم نايل ايند

بدروازه. رسيدند و بديدند
دژى محكم به قومش گشته رهبند

قوى پنجه بدى مردم به جنگش
به بالا برج و بارو ها ز سنگش

به وحشت امدند از ضعف ايمان
كه رب ازما بگيرد جملگى. جان

زمين بر كار قومش سخت گشتى
چو بر تقدير طغيانشان. نبشتى

بگفتندش كه اى موسى نهايت
برو همراه تو گردد خدايت

به قدرت گر خدا باشد به دنيا
بگيرد قبضه اش اين سرزمين را

همه باشيم اينجا تا به اخر
تو طاعت كن خدايت را اوامر

به دل موسى غمين شد چون بديدى
چنين قومش ضلالت ها گزيدى

ندا امد كه اى موسى نهايت
نشد بر قوم تو اسكان لياقت

من اين خصم از رهشان بر ندارم
نباشد راه قومت را به دارم

ز ره گم گشته گردند تا به چل سال
كه اين بر طاغيان گشته. به منوال

در اين سرگشتگى ماندند صحرا
چو سستى شد به جانشان حكمفرما

پس از ان حكم رحمت امد از يار
كه روزى شد زحق حاضر به انظار

بگفتا سير كن هر كو تو بينى
به مرغ و هم ترنج و انگبينى

بگفتند اى نبى ما را نياز است
به غلات و حبوباتى كه ساز است

همو يك دم ز طغيانش نياسود
بشد طاغى ز لطف حق هم زود

بگو بر ما فرود ايد ثمر ها
كه بر بنديم بر مدحش كمر ها

ندا امد كه اين رزق حلال است
ز بالا امده. ردش ملال است

چو اصرار امد و قومش نياسود
به كفران رزق خود از نو بيالود

كه وحى امد به مصر ايند اين بار
ببينند از ستم ها جمله آزار

كنون وقت جزاى ان معاصيست
سرانجام خطا كردن ز عاصيست

غم طاعت به از طغيان حق شد
كه كيفر امد و بد مستحق شد

دمى بر كار خود انديشه اى كن
به كار اى و زطاعت پيشه اى كن

ره معراج سوى حق زياد است
خجل گردد كسى جانش به باد است

ببند ان ريسمان بر گردنت دوست
كه حب او. بود راهى كه نيكوست

برچسب: داستان سرزمین موعود,داستان فیلم سرزمین موعود, نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 17:07

صفحه بندی