خرید بک لینک
من زخم کاری خوردهام دیگر چرا جاری شوم
هرگز نباید بیش از این درگیر بیماری شوم

باید کمی تنها شوم ، تا با دلم صحبت کنم
شاید توانستم به دل ، مانند دلداری شوم

دل بیقراری میکند امشب گمانم لازم است
همراه دل با خاطره یک سیل دیداری شوم

از داغ صدها حادثه باغ دلم خشکیده شد
بر سینه ی داغ کویر چون ابر پرباری شوم

من یوسفم ، حالا کمی تا قسمتی ناپاکتر
آخر چرا باید چنین ارزان خریداری شوم

در چاه ماندن بهتر از، بر جاه باشم جا شوم
ترسم به تاریکی رسم ، زندان درباری شوم

وقتی نمی دانم چگونه در زلیخاخانهها
با این همه دیوانگی چون آبروداری شوم

باید بمانم در خودم خستهتر از خسته شوم
تا خواب رویایی روم ، تعبیر بیداری شوم

تن خسته و دل خستهام، ویرانهام از خستگی
باید به حجم خستگی یک سقف معماری شوم

دل اندرونم پر صدا ، شاید که توتم کرده دل
امشب به بالین دلم ، تا صبح پاداری شوم

علی اسماعیلی ، ۱۳مهر۱۳۹۵

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 17:07

صفحه بندی