یادش بخیر زنگ حسابی که داشتیم
املا هنر و شعرو کتابی که داشتیم
رفتن به پای تخته سیاه و گچ سفید
ناگه صدای نام و جوابی که داشتیم
یادش بخیر سوال معلم و زنگ بعد
تفریح بود و ما چه شتابی که داشتیم
کبری وکوکب و حسنی،درس ریزعلی
یادش بخیر غاز و کبابی که داشتیم
صف هاوبوفه هم چه همیشه شلوغ بود
قبل از کلاس چه التهابی که داشتیم
دکتر،مهندس و نقاش و مخترع
حتی برای دوست چه خوابی که داشتیم
حالا گذشت دوره و ماندست خاطره
یادش بخیر زنگ حسابی که داشتیم
#زینب_خدایی
31/6/95
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
1 مهر
1395 ساعت: 20:20