خرید بک لینک
من بودم و یک همنفس شوخ پری رو
در کلبه ی دنجی وسط جنگل خود رو

هم جاذبه ی سرکش یک برکه ی آرام
هم بوی خوش نسترن و نرگس و شب بو

مشروب و کباب جگر بره ی وحشی
با خنده ی سکر آور و گفتار دو پهلو

دل دادم و اندازه ی آن قلوه گرفتم
سیراب ز لعل لب آن خوشکل ، خوش خو

تا یک وجبی وصل رسیدیم، ولی حیف!
چپ کردم و بیدار شدم ، ... آه! پری کو؟

برچسب: من بودم و اسی تپل,من بودم و حاجی نصرت,من بودم ودل بود وکناری,من بودم و چشمان,من بودم و چشمان تو,من بودم وتو امیر یگانه,من بودم و شدم,من بودم و,من بودم و او بود,من بودم و یه طوطی, نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 20:19

صفحه بندی