
صحبت و شکوه از این گیتی غدار نبخشد سودی تا که این چرخ هوسباز کشاند من و تو هر سویی جملگی همچو خسانیم که بر رود جهان در به دریم غصه از دل برهان هیچ مگو هیچ مخواه تا برهیم...
ادامه مطلب
زیبایی تو مثه: الماسِ کوهه نور با من قدم بزن تا پَرسه های دور //// دستاتو وِل نکن از دستهای من هرجا بری میام برزیل تا پکن //// زُل میزنیم به هم غرقه چشای هم عاشق-ینی همین: فنا برای هم //// فنا ٬ برای تو تا انتهای من من عااااشقِ توعم بمون برای من //// جادوی خاصیّه لبخنده رو لبات همش برام بخند من میمیرم برات //// مرگِ موقتی یعنی نبوده تو حکمِ نفس داره واسم وجوده تو //// این دل دیوونته من ندارم تقصیر رحمی به من بکن ای عششششقه دامن گیر //// دوستت دارم ٬ بفهم زیبای من ٬ محجوب با تو شدم معنی ای بهترین ٬ ای خوب...
ادامه مطلب
توای دیرین ترین دشمن توای دیرینه اهریمن توگفتی اتشی سوزان ولی انسان گِلی بی جان توگفتی سجده برگِل ها نخواهم کرد بی پروا خدا از درگهش بیرون تورا از عرش خود ملعون تواز اومهلتی خواستی که تااخر زمان هستی زاین روگشته ای دشمن به هرجادرکمین من غضب کردی توازکینه که برادم کنی پینه خدا ادم وحوا را بهشتی زیرپاها را بگفتابرشما زنهار که شیطان هست در افکار توگربر اوشوی پیروز شوی اندربهشت افروز بخورهرانچه را خواستی نخوریک میوه را راستی ولی ادم فریبت خورد که اخرمیوه را ان خورد خداشداخرش خشمگین بگفتاگفتمت هی هین! بدرگاهت خداوندا گنه کاریم ببخشاما خداگفتاکه بخشی...
ادامه مطلب
ماه پوشیده بود بدر کامل جنگ بر چکاد کوه استاده بود پلنگ بر اجساد کشتگان نهاده بود پا بارور آورده بود٫اما شکوه مرگ را غرور پنجه بر زدن بر هیچ ترین فاصله تا ماه ******* شعر در قالب گردون...
ادامه مطلب
از چهارم تا دهم خرداد هفته مبارزه با دود ودخانیات فعالیت ها ی نمایشی در این هفته. ***************************** از چهارم تا دهم ، بازم دکانی وا شده شاعری ما گل نموده واژه ها هجا شده بد بگویم من ز سیگار و ز قلیان و ز دود گوش کن ای دود زای دایم و دود کبود بی گمان تسکین درد سرد تو سیگار نیست دشمنی ظالم تر از این سم خفت بار نیست پند گیر از ننگ معتادان نادم نازنین تا نگردی مثل آنها نادم و ننگ و لعین ابتدا با یک نخ سیگار ، سور آغاز کرد کم کمک در را به روی خیل افیون باز کرد اولش کیفش کعر بود و دو جیبش پر ز پول بی خیال توبه وتنبیه وتهذیب و عدول چند روزی خوش خوشان بود و میان آسمان با نخی آغاز کرد و شیشه ای شد ناگهان رفت و رفت و رفت تا آنکه به نابودی رسید ناگهان خود را غریق در لج...
ادامه مطلب