
توای دیرین ترین دشمن توای دیرینه اهریمن توگفتی اتشی سوزان ولی انسان گِلی بی جان توگفتی سجده برگِل ها نخواهم کرد بی پروا خدا از درگهش بیرون تورا از عرش خود ملعون تواز اومهلتی خواستی که تااخر زمان هستی زاین روگشته ای دشمن به هرجادرکمین من غضب کردی توازکینه که برادم کنی پینه خدا ادم وحوا را بهشتی زیرپاها را بگفتابرشما زنهار که شیطان هست در افکار توگربر اوشوی پیروز شوی اندربهشت افروز بخورهرانچه را خواستی نخوریک میوه را راستی ولی ادم فریبت خورد که اخرمیوه را ان خورد خداشداخرش خشمگین بگفتاگفتمت هی هین! بدرگاهت خداوندا گنه کاریم ببخشاما خداگفتاکه بخشی...
ادامه مطلب