
من کسی خواستم از کلِّ جهان سَهمِ ما را بدهیدَش برویم طمع غیر بر او،تار رقیبان به تنش یار ما را ز نظر ها برهیدش برویم ٭٭٭ بجز او هرچه ز دنیا طلبیدم عبث است شوکت و جاه و جلالم همه مال دگران بنشینم بَرِ او،روی سرم سقف کبود خانه و مال و منالم همه مال دگران ٭٭٭ چه خطرها که نکردست دلم در پی او کرد بر هر گذر و کوی و ولایت سفری هر کجا مهر و لطافت بُوَد آن خانه ی اوست سر هر رود و گل و نغمه ی بلبل اثری ٭٭٭ ماه و خوشید و هوایم همه ارزانیتان اگر از کوی من آن یار سیه مو گذرد عجبم نیست در آن حال اگر از بَرِ ما دل و جان را به سر طرّه ی گیسو ببرد ...
ادامه مطلب
دیدی دوباره باز تو را آفریدمت از شاخه ی خیالی احساس چیدمت؟ دیدی که التماس نگاهت اثر نکرد دلتنگواژه، از شب شرجی سفر نکرد دیدی که باز شعر شدی توی دفترم انگار عاشقانه نشستی برابرم مفعول و فاعلات و فَعَلهای من شدی همزاد بی بدیل غزلهای من شدی حال خراب مثنوی ام را نگاه کن گیرم که اشتباه..بیا اشتباه کن آرایه ها به زخم دلم چنگ می زنند با واژه واژه ی دلشان سنگ می زنند یکجا نشسته ام و فقط ..اشک پشت اشک از دستِ ...خسته ام و فقط اشک پشت اشک زخم عمیق جان منی...خوب می شوم؟ بهتر که در نگاه تو مصلوب می شوم از من نپرس عاقبت ما چه می شود می بارم و دو چشم تو دریاچه می شود از اصطکاک عشق، تنم تیر می کشد پس لرزه های شوق مرا زیر می کشد از بس تو را به شعر کشیدم چه بد شدی بیراهه های مثنو...
ادامه مطلب