
مثل خورشید غروبی میروم تنها بمیرم خسته از غوغای خاکم در دل دریا بمیرم دیدن آن روی ماهت مثل خوابی شدبرایم عاقبت در هاله ای ازحسرت ورویابمیرم دلخوشم کن با امیدی باپیامی یا سلامی منتظر باشم برایت؟ یا دراین اغما بمیرم تو بهار آرزویی ،من همانند خزانم بین ما فصل زمستان،از جداییها بمیرم تو همان رود زلالی میروی هرجابخواهی من ولی مرداب دردم لاجرم اینجا بمیرم کوک کن ساز دلت را، با دل من تاببینی شب زشوروشوق عشق دو،ر،می،س،فابمیرم...
ادامه مطلب