
با قاتل خود حرف آخر می زد در غربت خود حرف مادر می زد با زمزمه ی تلخ «بغضا لأبیک» بر سینه ی او مردی خنجر می زد...
ادامه مطلب
با « خیر » ٬ تو سوز را به ساز آوردی خوابی که مرا نبرده باز آوردی من دو به شکم به حرف قلبت شاید عمق سخنت « بلی » ست ٬ ناز آوردی...
ادامه مطلب