
در من غزل بریز و بنوش از شراب من زیبای خفته در دل شب ماهتاب من من انعکاس ظلم جهانم که پر شده ست آیینه ی دلت ز من و بازتاب من (میخواهمت چنان که تن خسته خواب را) یک شب مگر که پا بگذاری به خواب من من ساده و زلال به مهمانی آمدم انصاف نیست این همه رنج و عذاب من باران به آب دیده ی من غبطه میخورد روزم سیاه تر ز شبست افتاب من دنیا گله نمیکنم از تو ولی فقط این شعر عاشقانه ی غمگین جواب من مصراع داخل پرانتز وامیست از قیصر امین پور ...
ادامه مطلب