
من زیستم در کنار چشمهایی که گنجشکها را نمیدید و هر صبح صدای خرد شدن استخوانهای انسان را شنیدم - زیر قدمهای اجبار اسیری حس حسادت به پرواز کلاغهاست و خار بیابانها تأویل هر سکوتی آنجا فریادی غریبانه بود....
ادامه مطلب
من زیستم در کنار چشمهایی که گنجشکها را نمیدید و هر صبح صدای خرد شدن استخوانهای انسان را شنیدم - زیر قدمهای اجبار اسیری حس حسادت به پرواز کلاغهاست و خار بیابانها تأویل هر سکوتی آنجا فریادی غریبانه بود....
ادامه مطلب